گمان مبر که به پايان رسيد کار مغان ........ هزار باده? ناخورده در رگ تاک است

امروز : سه شنبه ۱ آبان ۱۳۹۷ساعت : ۱۲:۳۷:۲۵
آخرین خبرها
خانه / مصاحبه ها و گفتگوها / نبود نظارت مجلس عامل افزایش اختلاس‌ها بود

نبود نظارت مجلس عامل افزایش اختلاس‌ها بود

ولی‌ا… شجاع‌پوریان در گفت‌وگو با آرمان:

 ششم خرداد امسال‌کارنامه مجلس نهم بسته می‌شود و هشتم خرداد ماه مجلسی تازه‌کار با نمایندگان تازه نفس برصندلی‌های سبز پارلمان‌ تکیه خواهند زد. نخستین اقدام مهم نمایندگان مجلس انتخاب هیات رئیسه موقت است. این هیات رئیسه باید به مجلس نظم دهد و درنخستین مصوبه مجلس نمایندگان باید هیات رئیسه اصلی مجلس را انتخاب کنند. دوگانه عارف لاریجانی نشان می‌دهدکه تا این لحظه نه لاریجانی قرار است به نفع عارف کناره‌گیری کند و نه عارف تا این لحظه قصدکنار رفتن به نفع لاریجانی را دارد. اتفاقا در مجالس دموکراتیک جهان هیچ گاه یک جناح صد درصد کرسی‌های پارلمان را به دست نمی‌آورد و تنها با اختلاف چند کرسی قدرت در آن کشور‌ها برای مدتی کوتاه دست به دست می‌شود و نمایندگان آن مجالس در عین اختلافات عمیق به توسعه و پیشرفت کشور می‌اندیشند. به بهانه موضوعات مطروحه این روزها درباره ساختار مجلس دهم «آرمان» با دکتر ولی ا… شجاع پوریان عضو شورای شهر و حزب اتحاد ملت به گفت‌وگو پرداخته است که در ادامه می‌خوانید:

در انتخابات هفتم اسفند ماه شاهد پیروزی قاطع اصلاح‌طلبان در انتخابات تهران بودیم، علت یا علل اصلی شکست اصولگرایان شاخص از لیست کمتر شناخته شده اصلاح‌طلبان چیست؟

ناکامی اصولگرایان و موفقیت اصلاح‌طلبان در انتخابات مجلس دهم از چند جنبه قابل بررسی است. هم جنبه‌های سلبی و هم ایجابی در این پدیده موثر بودند. از منظر دلایل سلبی، رفتار اصولگرایان در چند سال اخیر به ویژه دولت احمدی‌نژاد و نمایندگان تندروی مجالس هشتم و نهم، تخریب گسترده اصلاح‌طلبان بود که البته همراهی و حمایت رسانه ملی از آنها نیز عامل مهمی در دوری مردم از این رویکرد و کارکردها بود. به نوعی مردم با رای خود یک «نه» بزرگ به تندرو‌های اصولگرا دادند. به عنوان مثال نوع رفتار برخی نمایندگان به ویژه در ماجرای برجام برای افکار عمومی که از دریچه منافع ملی به برجام نگاه می‌کردند پذیرفتنی نبود. بی‌اقبالی مردم به اصولگرایان صرفا متاثر از مجلس نهم نبوده بلکه اصولگرایی به مفهوم کلان در موضع ریاست‌جمهوری نهم و دهم نیز دستاورد مثبتی برای کشور نداشت. درباره جنبه‌های ایجابی رای مردم هم باید بگوییم جریان اصلاحات از دهه‌های گذشته تاکنون به صورت مرتب روند افزایشی در جامعه داشته و با وجود محدودیت‌هایی که برای این گفتمان قائل شده‌اند به ویژه در شهرهای بزرگ و درمیان نسل جوان و نخبگان جامعه مقبولیت خوبی پیدا کرده است. این مهم در کنار بروز و ظهور رسانه‌های مدرن و فضای مجازی باعث شده تا عموم جامعه نیز در معرض افکار، اعتقادات و ایده‌های اصلاح‌طلبان قرار بگیرند و از آنها استقبال کنند. افزایش شبکه‌های اجتماعی و تسهیل در مبادله اطلاعات باعث افزایش آگاهی جامعه شده که به نوبه خود جامعه را به سمت عقلانیت و انتخاب عقلایی پیش می‌برد. این نکته را نباید فراموش کنیم که مردم نشان داده‌اند انحصار مطلق یک جریان خاص را نمی‌پذیرند و هر زمانی که این موضوع در نظام سیاسی شدت گرفته و یک جریان سعی کرده تمام منابع قدرت را به سود خود کسب کند، مردم با حضور خود این روند را تغییر داده‌اند.

اصلاح‌طلبان دراین انتخابات با یک نگرش توام با وحدت توانستند به پیروزی دست یابند. این وحدت در ساختار مجلس آینده که متشکل از اصلاح‌طلبان، اعتدالگرایان، اصولگرایان معتدل و مستقلین است چگونه امکان پذیر است؟ این احتمال وجود دارد که مجلس آینده به صحنه وزن کشی جناح‌های سیاسی تبدیل شود؟

واقعیت این است که انتخابات ریاست‌جمهوری سال ۹۲ و البته انتخابات‌های پیش از آن تجارب و پیامدهای عبرت آموزی برای اصلاح‌طلبان به دنبال داشت. گسست و تشتت اصلاح‌طلبان در
انتخابات ۸۴ عامل شکل‌گیری پدیده احمدی‌نژاد بود و بدیهی بود اصلاح‌طلبان باید از اشتباه خود درس می‌گرفتند. تجربه موفقیت آمیز وحدت در بین اصلاح‌طلبان زمینه موفقیت در رخداد ۹۲ را فراهم کرد و این باور مشترک در میان سران اصلاحات و فعالان سیاسی اصلاح‌طلب شکل گرفته که با اولویت‌بندی اهداف و حفظ وحدت می‌توان گام به گام به موفقیت‌های مهم و اساسی دست یافت. همین دیدگاه باید در ترکیب مجلس دهم لحاظ شود. اصلاح‌طلبان نباید مانند اصولگرایان به دنبال قبضه قدرت به صورت انحصاری باشند. جامعه امروز رویکرد تمامیت‌خواهی را نمی‌پسندد. حتی اگر رقیب به این قاعده پایبند نباشد اصلاح‌طلبان باید به توزیع قدرت در بین طیف‌های مختلف اصرار داشته باشند تا این فرهنگ در جامعه نهادینه شود. اگر قرار است مجلس دهم به صحنه وزن‌کشی اصلاح‌طلبان، اصولگرایان و مستقلین تبدیل شود، باید قاعده بازی در آن رعایت شود. هر طیف به اندازه کرسی‌ها در تصمیمات مجلس دخیل باشد. این انتقادی است که مثلا بر اصولگرایان در شورای شهر تهران وارد است. مثلا در انتخابات هیات رئیسه با وجود اینکه تعداد اصولگرایان با اختلاف یکی دونفر از اصلاح‌طلبان شورا بیشتر است، اما آنها در انتخابات هیات رئیسه حتی حاضر نشدند یکی از جایگاه‌های هیات رئیسه را به اصلاح‌طلبان واگذار کنند. داشتن چنین روحیه‌ای در فضای سیاسی مدرن امروز قابل قبول نیست، امروزه حتی برای اقلیت‌ها نیز در هر نظام سیاسی جایگاه و سهم معینی متناسب با وزن آنان قائل می‌شوند، اما این روحیه در بین اکثر اصولگرایان دیده نمی‌شود که باید تغییر کند.

به وجود آمدن تضارب آرا درمجلس، امروز دربسیاری ازنظام‌های سیاسی دنیا وجود دارد. این تضارب آرای احتمالی درمجلس دهم قابلیت بهره‌برداری برای هدایت ساختار سیاسی ایران به سمت تحزب را دارد؟

تجربه انتخابات مجلس دهم نشان داد با وجود همه موانع و محدودیت‌های ساختاری و شکلی برای احزاب سیاسی در کشور، زمینه تحزب در ایران فراهم شده است. اینکه مردم بدون توجه به اشخاص و نام‌های بزرگ و مشهور به یک لیست سی نفره رای می‌دهند یعنی مایلند به جای اشخاص با احزاب مواجه باشند. در واقع احزاب مسئولیت و پاسخگویی را در نظام سیاسی تقویت می‌کنند. خوشبختانه برخلاف مجالس هفتم، هشتم و نهم به نظر می‌رسد اصل تضارب آرا در مجلس دهم بیشتر باشد. در مجالس قبلی اصلاح‌طلبان حتی از تشکیل یک اقلیت تاثیرگذار هم عاجز بودند، اما مجلس دهم می‌تواند خلأ چند دوره اخیر را برطرف کند و اصلاح‌طلبان در فرایند قانونگذاری و نظارت نیز نقش موثری ایفا کنند. اگر مجلس دهم بتواند تجربه موفقی از این تضارب آرا بروز دهد، می‌تواند مدلی موفق برای ساختار نظام سیاسی کشور باشد که فرصت بیشتری برای حضور طیف‌های مختلف سیاسی مهیا کند. فراموش نکنیم تضارب آراء با حاشیه و جنجال سیاسی تفاوت دارد. ما در مجلس نیازمند مصوبات کارشناسی بر اساس پژوهش‌های تحقیقاتی دقیق و علمی هستیم و تفاوت دیدگاه‌ها نباید به موضع‌گیری‌های هیجانی و احساسی در فضای مجلس منجر شود که باعث دلسردی و ناامید مردم شود.

انتخابات ریاست مجلس امروز به محلی برای بحث فعالان سیاسی تبدیل شده است. ازطرف دیگر به نظر می‌رسد عارف از طرف مردم دارای یک رسالت است ولی موارد فراوانی هم وجود دارد که می‌توان از آنها یاد کرد تا ریاست لاریجانی توجیه شود، از جمله قدرت تعامل وی. باتوجه به ساختار مجلس آینده کدام یک از گزینه‌های موجود بهتر می‌توانند بر این قوه هدایت داشته باشند؟

همان طور که اشاره کردید انتخابات ریاست مجلس با بحث‌های جدی و اساسی روبه‌رو است. از یک سو دکتر لاریجانی عملکرد و تجربه قابل قبولی در این دوره ریاست مجلس داشته و از سویی مطالبه جامعه برای تغییر در فضای مجلس را نباید نادیده بگیریم. دکتر عارف در حوزه تهران با یک میلیون و ششصد هزار رای به عنوان نفر اول لیست امید وارد مجلس شده و لاریجانی یکصد و شصت‌هزار رای و به عنوان نفر دوم در حوزه قم از پشتوانه مردمی کمتری نسبت به عارف برخوردار است. همچنین به نظر می‌رسد بسیاری از منتخبان مجلس بر اساس پیمان‌نامه‌ای که با آقای عارف منعقد کرده ‌بودند وارد مجلس شدند، لذا انتظار می‌رود به پیمان و عهد خود پایبند باشند. دکتر عارف از شخصیت‌های برجسته اصلاح‌طلب شناخته می‌شود و شخصیت سیاسی، علمی و اخلاقی ایشان بر کمتر کسی پوشیده است ضمن اینکه نباید فراموش کنیم ازخودگذشتگی عارف باعث عبور از شرایط بحرانی و تحقق شرایط امروز شده که شاهد حضور مجدد اصلاح‌طلبان در نظام سیاسی هستیم. عارف همچنین با تجربه‌ای که از معاون اولی ریاست‌جمهوری در گذشته دارد، به طور حتم راه و رسم تعامل با سایر قوا و ارکان حکومت را می‌داند و حلقه مشورتی اصلاح‌طلبان نیز می‌تواند در پیشبرد امور موثر باشد. نکته مهمی که در این موضوع می‌توان ذکر کرد این است که بالاخره نظام مردمسالاری دینی در جمهوری اسلامی ایران الگوی برخی از کشورهای منطقه می‌تواند باشد و یکی از افتخارات نظام ما تبلیغ این نوع از نظام سیاسی در منطقه اقتدارگرای خاورمیانه است.

اولویت‌های کاری مجلس آینده بر چه اساس باید صورت بگیرد؟ وجود یک مجلس مستقل تا چه اندازه می‌تواند دولت را در رسیدن به اهدافش یاری کند؟

متاسفانه شرایط امروز کشور به گونه‌ای شده که هم دولت و هم مجلس باید تاوان خسارات، کم‌کاری و اشتباهات دولت و مجالس قبلی را بپردازند. همان طور که دولت یازدهم با وجود گذشت سه سال از عمر خود هنوز باید به جبران کاستی‌ها و اشتباهات دولت گذشته مشغول باشد، مجلس دهم هم باید این آمادگی را داشته باشد که برخی کارهای برزمین‌مانده مجالس قبلی را جبران کند. در مجالس هشتم و نهم بیشتر شاهد واکنش‌های هیجانی و سیاسی از سوی نمایندگان بودیم که همین موضوع باعث کاهش نظارت و افزایش فسادهای اقتصادی و اختلاس‌های نجومی در کشور شد. مجلس دهم باید ابعاد نظارتی و کنترلی را به روز و عملیاتی کند. در بحث حقوق مدنی، حقوق شهروندی، مسائل اقتصادی و تجاری، کشور نیازمند مصوبات جدید و قابل اجراست. برخی از مصوبات قبلی مجلس کارآمدی خود را نشان نداده‌اند و خلأ برخی قوانین از یک سو و تورم قوانین از سوی دیگر نیز به‌شدت احساس می‌شود. درباره تعامل مجلس و دولت نیز باید یک رویه منطقی جایگزین شود. مجلس هشتم و نیمه اول مجلس نهم حمایت و همراهی مطلق با دولت را در پیش گرفته بودند و نیمه دوم مجلس نهم تقابل صرف را با دولت یازدهم درپیش گرفته بودند که هیچ‌کدام برای منافع ملی و مصالح عمومی مفید نبود. ما به مجلسی نیاز داریم که در تعامل با دولت باشد، نقاط ضعف دولت را پوشش و از دستاوردهای مثبت دولت حمایت کند و با حفظ هویت و استقلال خود دولت را کمک کند.

بخش اعتدالی‌جریان اصلاحات در«قوه مقننه» تا چه اندازه به اهداف و انگیزه‌های اصلاح‌طلبی دهه هفتاد نزدیک است؟ آیا ممکن است جریان اعتدالی موجود دچار نوعی سرگردانی در تئوری های اصلاح‌طلبی شود؟

جریان اصلاحات یک موجود پویا، زنده و انعطاف‌پذیر به معنای مثبت آن است. تفکر اصلاح‌طلبانه و اعتدالگرای امروز تداوم همان اصلاح‌طلبی دهه هفتاد است با این تفاوت که برخی اتفاقات، تجربه‌ها و رفتارها باعث شده مشی و مرام اصلاح‌طلبی اصلاح و تعدیل شود. درواقع تفکر اصلاح‌طلبی با اهداف و مطالبات خود در بین نخبگان و فعالان سیاسی ساری و جاری است، اما امکان دارد در تاکتیک و استراتژی تغییراتی صورت گرفته باشد. بنا بر تئوری پایان تاریخ فوکویاما دوران تغییرات اساسی و انقلاب‌های بزرگ به پایان رسیده و امروزه اگر قرار است تحولی در نظام‌های سیاسی صورت بگیرد باید آن تحولات تدریجی باشد. گفتمان اصلاحات بیش از آنکه نیازمند تغییر در فهم حاکمان باشد، نیازمند تغییر درک مردم و فرمانبرداران از رابطه ملت و دولت یا حاکمیت است. نکته مهم دیگر اینکه اصلاح‌طلبی در سطح تئوری با اصلاح‌طلبی در میدان عمل و قوه مقننه تفاوت دارد. به نوعی جریان اصلاحات نیز با دو گونه سیاست‌های اعلامی و اعمالی روبه‌رو است. باید بپذیریم زمینه و بستر برای تحقق تمام آمال و مطالبات اصلاح‌طلبان در جامعه وجود ندارد. طبیعی است در مسیر تحقق برخی اهداف و رفتارهای اصلاح‌طلبان موانع جدی وجود داشته باشد که باید با درایت و تدبیر با آن برخورد کرد تا گرفتار هیجانات کاذب و سوءاستفاده جریان مقابل نشویم. به نظر بنده جریان اصلاحات از لحاظ تئوریک و آکادمیک به رشد قابل قبولی دست یافته و یک اندیشه واحد و منسجم حول این گفتمان در حال شکل‌گیری است، اینکه این مطالبات در مرحله عمل چگونه پیگیری می‌شود نیاز به ممارست و گذر زمان دارد ولی به‌طور حتم تجربه اصلاح‌طلبان دهه هفتاد در این روزها کارساز خواهد بود.

اصلاح‌طلبان هنوز هم حسن روحانی را بهترین گزینه ریاست‌جمهوری می‌دانند؟ آیا حاضر هستند در سال ۹۶ نیز مجددا از وی حمایت کنند؟

رفتارها و تصمیمات سیاسی، ثابت و لایتغیر نیستند، به ویژه اینکه گفتمان اصلاحات یک گفتمان پویاست که به دلیل ذات تساهل‌آمیز خود، امکان هرگونه تغییر و دگرگونی در آن وجود دارد؛ لذا هیچ گاه نمی‌توان به صورت قاطع از تصمیمات آینده خبر داد. اما درشرایط فعلی دولت روحانی با توجه به محدودیت‌هایی که پیش رو داشته به طور کامل مورد حمایت اصلاح‌طلبان قرار دارد؛ مگر اینکه مولفه‌های تاثیرگذار دیگری در ماه‌های آینده وارد فضای سیاسی کشور شود؛ اما با شرایط فعلی روحانی گزینه نهایی اصلاح‌طلبان خواهد بود و بعید می‌دانم اصلاح‌طلبان بنای رقابت با روحانی داشته باشند. البته امکان دارد برخی اختلاف ‌نظرها در برخی زمینه‌ها بین روحانی و اصلاح‌طلبان وجود داشته باشد اما در حدی نیست که باعث افتراق و جدایی روحانی و اصلاح‌طلبان شود. روحانی تا زمانی که در مسیر مطالبات اصلاح‌طلبان حرکت کند مورد حمایت اصلاح‌طلبان خواهد بود و با توجه به پایگاه اجتماعی گسترده اصلاحات در جامعه به طور حتم دکتر روحانی هم متقابلا بنای همکاری و همراهی با اصلاح‌طلبان دارد.

احتمال ورود احمدی‌نژاد به رقابت‌ سال ۹۶ وجود دارد؛ اصلاح‌طلبان تا چه اندازه از رقابت با احمدی‌نژاد استقبال می‌کنند؟

حضور احمدی‌نژاد در انتخابات ریاست‌ جمهوری آینده از چند منظر قابل بررسی است، اول اینکه باید منتظر بمانیم ببینیم با توجه به عملکرد و کارنامه احمدی‌نژاد و حلقه اولیه یارانش، شورای نگهبان او را تایید می‌کند یا خیر؛ البته اصلاح‌طلبان به صورت کلی به ردصلاحیت رقبا به شکل کنونی باور ندارند و نه درباره خود و نه درباره دیگران اعمال این شیوه را نمی پسندند و خواستار رقابت آزادانه کاندیداها هستند و امیدواریم احمدی‌نژاد امکان حضور در انتخابات را پیدا کند، بلکه فرصتی برای انتقادات فراوان و فروخورده‌ای که از او هست فراهم شود. چون متاسفانه بعد از رفتن احمدی‌نژاد اصولگرایان به نوعی از او اعلام برائت کردند و هیچ‌کس جوابگوی هشت سال عملکرد احمدی‌نژاد نبود و احمدی‌نژاد به جای پاسخگویی به بحران‌های عمیقی که در جامعه ایجاد کرده بود دوباره تلاش دارد در نقش یک منجی و اپوزیسیون شرایط موجود قدعلم کند و با رفتارهای پوپولیستی جای شاکی و متهم را عوض کند؛ اما او باید بداند شرایط این دوره با دوره‌های قبل تفاوت دارد. او این‌بار باید پاسخگوی برنامه‌ها و عملکرد خود باشد و مثل دفعات قبل نمی‌تواند شرایط موجود را به چالش بکشد، چون در واقع خود او مسبب شرایط فعلی است. طبیعی است احمدی‌نژاد به دلیل برخی برنامه‌های هدف‌دار آرایی هم در سطح جامعه داشته باشد ولی بی‌تردید با افزایش شناخت و آگاهی مردم و مقایسه منطقی عملکرد دولت روحانی با دوران بحرانی احمدی‌نژاد مشکل خاصی برای انتخاب مجدد روحانی وجود ندارد؛ مگر اینکه برخی رفتارهای پیش‌بینی‌نشده در فرایند انتخابات تاثیرگذار شوند. به اعتقاد من آسان‌ترین رقیب برای روحانی، احمدی‌نژاد است که این‌بار باید پاسخگوی عملکرد خسارت آمیز و از بین بردن فرصت طلایی از جمله ۷۰۰ میلیارد دلار درآمد برای پیشرفت کشور باشد.

فضای رقابت سال ۹۶ را چگونه ارزیابی می‌کنید؟ وضعیت رکود پاشنه آشیل دولت روحانی است. این وضعیت تا چه اندازه بر آرای روحانی در سال ۹۶ تاثیرگذار خواهد بود؟

ذکر این نکته تکرار مکررات است که وضعیت رکود فعلی تابع تصمیمات و عملکرد دولت سابق بوده و رفع آن نیازمند یک استراتژی بلندمدت است؛ اینکه انتظار داشته باشیم در دوران کوتاهی جامعه به روال عادی خود بر‌گردد، انتظار منطقی و واقع‌بینانه‌ای نیست. دولت روحانی در سیاست خارجی جدیت خود را نشان داد و به شعارهای انتخاباتی خود رسید؛ در اقتصاد هم با وجود تمامی مشکلات و اینکه بخش زیادی از اقتصاد کشور عملا از نظارت و کنترل دولت خارج است، اما توانست ثبات نسبی به ویژه در بازار ارز و طلا ایجاد کند؛ اما به طور حتم خارج شدن از شرایط فعلی نیازمند برنامه‌ریزی و هماهنگی بیشتری از سوی دولت است. پیش‌بینی می‌شود با توجه به حضور سرمایه‌گذاران خارجی و رفع موانع حضور آنان در صنعت و اقتصاد ایران و برچیده شدن تحریم‌ها و تنگناهای مالی و تجاری در فرصت باقی مانده چشم‌انداز روشن تری پیش روی اقتصاد کشور قرار داشته باشد که در سال‌های آینده بالفعل خواهد شد. علاوه بر موضوع رکود روحانی باید در برخی زمینه‌های دیگر و شعارهای انتخاباتی خود اقدامات علمی انجام دهد. شاید به دلیل شرایط دولت گذشته و برخی محدودیت‌های فعلی وجود برخی مشکلات در اقتصاد قابل اغماض باشد اما بخش زیادی از پایگاه اجتماعی اصلاح‌طلبان نسبت به عملکرد فرهنگی و سیاسی روحانی در عرصه داخلی انتظاراتی دارند و امیدوارند در یک سال باقی‌مانده این مطالبات پیگیری شوند. به صورت کلی اگر در یک‌سال باقی مانده روحانی توجه بیشتری به سیاست داخلی معطوف کند و مسیر اقتصاد کشور را به صورت صحیح ریل‌گذاری کند، هشت‌ساله‌شدن دوران رئیس‌جمهوری روحانی محتمل‌ترین گزینه انتخابات ریاست‌جمهوری سال۹۶ خواهد بود.

 

درباره‌ی سردبیر

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>

رفتن به بالا